سرزمین ماد
ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و ناحیه امروزی تهران ( ری )،حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان، و کردستان را با نام ماد بزرگ میشناختند. پایتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغییر نام داد.
بيانيۀ شماره ) 1 (اتحاديه انجمنهای علمی دانشجویان باستانشناسی سراسر
کشور درباره وضع بحرانی میراث فرهنگی ایران
همميهنان ارجمند، خوانندگان گرامي، مدیران و مسئولان كشوري!
آگاهيد كه در این روزها و سالها، میراث و تاریخ و فرهنگ ایرانی از همه سو مورد بیمهری قرار گرفته است. میراث معنوی ما به لطف کاهلی، بی دانشی و بی بهره بودن مدیران ما از آگاهی و معرفت تاریخی در گذشته و حال یکی از پی دیگری به نام و کام دیگران ثبت شده و می شود. ما به عنوان فرزندان این سرزمین با توجه به وظيفه دانشجويي خود و رشته و تخصصمان لازم دانستیم تا گوشه اي ازدغدغههای خود را با ملت ایران، مسوولان و مدیران کشور در میان گذاریم.
1. اکنون روند غارت، ویرانسازی و جعل میراث فرهنگی اين مرز و بوم -در كنار دستبرد به تاريخ و دستاوردهاي معنوي نیاکان ما- صورت دیگری به خود گرفته و پر شتابتر از گذشته پیش میرود. از یک سو، نابود شدن و در خطر قرار گرفتن محوطهها و مجموعههای ثبت شده در ميراث جهاني، محوطه هاي پيش از تاريخ، محوطه هاي تاريخي، محوطه هاي اسلامي، بافت هاي تاريخي شهرها و حراج ميراث فرهنگي ايران را هر روز در خبرها مي شنويم، و از دیگر سو بیتوجهی به میراث معنوی (همچون عدم توفیق در برگزاری سال مولانا عارف بزرگ پارسی گوی ايرانی، و ثبت میراث معنوی برجای مانده از او به نام ایران و نیز کوتاهی در ثبت ”نوروز“ و ”تعزیه“ به نام ایران در فهرست میراث معنوی جهان) همچنین تهاجم برنامهریزی شده به ریشههای تاریخ ایران چه در سطح جهانی و چه متاسفانه در درون کشور از جمله مصادیق تخریب و جعل تاریخ و ناتوانی ما در دفاع از ميراث مادي و معنویمان است.
تمام این موارد و نبودِ برنامهها یا طرحهایی که بتواند با ایرانستیزیِ برنامهریزی شدۀ این سالها مقابله نماید، اعتماد ما را به مدیریت فرهنگی کشور روز به روز کمتر میکند. متاسفانه هر روز برگی بر برگهای تخريب ميراث ما -چه با غارت غيرقانوني آن، چه با تخريب قانوني آن در لفافۀ عمران و چه با جعل آن توسط برخی عناصر خودفروخته- افزوده ميشود. در این روزها نیز اقدام برای آبگيري و راهاندازي سدی به نام ”سیوند“ در منطقهای تاریخی به نام تنگ بُلاغی به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است.
2. عدم هماهنگي وزارتخانه ها و دستگاه ها اجرايي كشور با سازمان ميراث فرهنگي، آسیبهای هولناکی را به تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد آورده و خواهد آورد. به عنوان نمونه هم اکنون وزارت نیرو برنامۀ احداث نزدیک به 400 سد را در نقاط گوناگون ایران در دست دارد که در حال طراحی، ساخت و آبگیری اند. بينديشيم آيا با وضع موجود تمام اين نقاط مورد بررسي باستان شناسانه قرار گرفته اند؟ آيا مسوولين باستان شناس ما از اجراي طرح هاي مختلف وزارت راه با خبر بوده اند و يا از طرح هاي جديد مطلع مي شوند. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین اعلام می کنیم برنامه های عمرانی به شكلي كه هم اكنون در كشور اجرا مي شود، لطمات جبران ناپذیری به میراث فرهنگی ما وارد آورده است.
3. یکی از مهمترین موضوعاتی که در این روزها دوستداران میراث فرهنگی را نگران ساخته موضوع آبگیری سد سیوند است. مسوولان وزارت نیرو به گواه مصاحبههای متعدد خود آبگیری سد سیوند را مشروط به ارایه نظر باستانشناسان کرده اند و اکنون با موافقت «سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري»، سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز در منطقۀ تنگِ بُلاغي -ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت- افتتاح شده است. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستان شناسی این مرز و بوم اعلام می کنیم، به خلاف مسوولیتهای سنگین که در ماههای اخیر به شانه باستانشناسی کشور نهاده شد، مطالعات تنگ بلاغی منحصر به فعالیتهای باستانشناسی نمیتواند باشد. هر چند باستان شناسان که در نجات بخشی آثار تنگ بلاغی بودند، به بهترین شکلی وظایف شان را به انجام رسانده اند. اما متاسفانه هنوز سندی مبنی بر انجام مطالعات حفاظتی، زمینشناسی، ژئومورفولوژی، مردمشناسی، مطالعات اجتماعی، اقتصادی و بویژه زیست محیطی در اختیار متخصصان و پژوهشگران قرار نگرفته است. دستور آبگیری سد سیوند در حالی صادر شده است که «پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی» هیچ مطالعه ای درباب تبعات منفی آبگیری این سد بر مجموعه آثار پاسارگاد انجام نداده و سکوت غیرمسوولانه ای در پیش گرفته است. آيا طرح این موضوع که در صورت بروز آسیبهای رطوبتی بر مجموعه آثار پاسارگاد، دریاچه سد سیوند خشکانده می شود، پاسخ قابل قبولي است؟
تاکنون ادلۀ چندی از سوی پژوهشگران در باب نادرست بودن آبگیری سد سیوند بیان شده است: مواردی همچون رطوبت و تهدید پاسارگاد، بحث منابع طبیعی بلاغی، مباحث زمین شناسی اما با توجه به فعاليت هاي جديد باستان شناسانه صورت گرفته ، تنگ بلاغی جزئی از یک مجموعه بزرگ هخامنشی است. کاوشهای اخیر باستان شناسی منجر به کشف کاخی هخامنشی (مربوط به دوره داریوش اول) شده است. بررسیهای اخیر باستان شناسی نیز حاکی از آن است که سد سیوند بر روی یک «بند» دوره هخامنشی احداث شده است. این یافته ها نشان می دهند که تنگ بلاغی زنجیرۀ ناگسستنیِ دو مجموعۀ جهانی تخت جمشید و پاسارگاد است. تنگ بلاغی همچنین شاهراه باستانی دو مرکز عمدۀ دوره هخامنشی یعنی پاسارگاد و تختجمشید است. مدفون کردن اين محوطه در زیر خروارها آب و رسوب در واقع وارد آوردن آسیب جدی به «منظر فرهنگی» آن دو مجموعۀ جهانی است. متاسفانه مسوولان وزارت نیرو بدون آنکه منتظر انتشار نتایج پژوهشها باشند، بلافاصله شروع به آبگیری این سد نموده اند. در اولویت نخست باید به مسالۀ «حریم منظری» و «منظر فرهنگی» تنگ بلاغی اندیشید، و بعد درباره آسیبهای رطوبتیِ مجموعه آثار پاسارگاد -که البته بسیار هم مهم و جدی است- بحث کرد. مسوولان وزارت نیرو بر این امر که کاخ هخامنشی تنگ بُلاغی در 100 متری دریاچه سد قرار دارد و زیر آب نمی رود، اصرار می کنند. اما آیا سازندگان این اثر تنها تا صد متری آن رفت و آمد داشته اند؟ تنگ بُلاغی میراثی پایانناپذیر است، اما کارکرد سد سیوند بیش از چهل سال نمیتواند باشد. سازمان میراث فرهنگی می تواند از تنگ بلاغی به عنوان نقطه درخشان کارنامه خود سود جوید و این منطقه مهم تاریخی، زیبا و خوش آب و هوا را به یکی از مهمترین محوطه های گردشگری ایران مبدل کند. یافته شدن آثاری از هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح، وجود یک روستای هخامنشی، فرضیۀ «شکارگاه» و «پردیس» بودن تنگ بلاغی، یافته شدن چند ساختار مهم معماری از دوره هخامنشی، یافته شدن سازههای متعددی از تولید نوعی اشربه و موارد ديگر بر غنای مدارک باستان شناسی این منطقه تاکید می نماید. می توان با مطالعه گسترده تر و با بازسازی برخی از آنها، علاوه بر تكميل مطالعات باستان شناسي در فرصت مناسب، رونق گردشگری این منطقه را تضمین کرد. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین، آبگیری سد سیوند را کاری غیرکارشناسی می دانیم که با منافع ملی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ما در تضاد است.
در سالی که ضربات سنگینی بر ضد فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد شده و مسوولان کشور نیز اعتراض و نگرانی خود را اعلام داشته اند، در سالی که مقام معظم رهبری، آن را «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام دادهاند، نابود کردن بخش مهمی از تاریخ و میراث فرهنگی این مرز و بوم گناهی نابخشودنی و ناشی از بیخبري از تاریخ ملتی بزرگ است. سیوند هنوز یک سد است تا فرصت هست از تبدیل آن به لکۀ ننگی در تاریخ مان جلوگیری کنیم.


