
منبع:دائرة المعارف پرویز اسدی زاده و...
هرم خئوپس در نزدیکی قاهره مصر واقع شده و به نام موسس آن خئوپس فرعون مصر که در بین سالهای 2551 الی 2528 می زیسته نامگذاری شده است.این بنا هرم بزرگ نیزنامیده می شود.ارتفاع آن حدودا6/ 146 متر بوده یعنی برابر با یک ساختمان 50 طبقه.زیر بنای آن 230 در 230 متر است دستور ساخت این هرم را خود خئوپس پس از مرگ پدرش سنوفرو صادر کرد.او دوست داشت در یک هرم به خاک سپرده شود.این بنا 6400000 تن وزن دارد.برای این کار زمینی سخت و صخره ای در روستای گیزه در جنوب قاهره پیدا کردند.انجام کارهای مقدماتی حدود 10 سال طول کشید و پس از ساخت هرم اصلی آغاز شد که 20 سال دیگر به طول انجامید وبنا بر گفته ها حدود 100000 انسان در ساخت آن کمک کردند.این نوع کار کردن بیگاری نبود بلکه به شکلی داوطلبانه انجام می شد.هر مردی که همکاری می کرد مسکن-لباس –غذا و کمی دستمزد عایدش می شد و مردم این همکاری را نوعی وظیفه و باعث افتخار می دانستند.سخت ترین قسمت کار سنگ نوک هرم بود که نامش پیرامیدون می باشد که شکلی هرمی داشته و ارتفاعش 9 متر بود.در پایان چهار وجه مثلثی شکل خارجی هرم با صفحاتی از سنگ آهک صیقل داده شد و لبه صفحات سنگی به هم جفت گردید.درون هرم یک سیسستم راهروهای پیچ در پیچ وجود دارد.که از مکانی بنام گالری بزرگ شروع و به اتاق شاه نشین ختم می شود.این اتاق پوشیده از سنگ خاراست که داخل اتاق تابوت سنگی قرار دارد.مصریان معتقد بودن چون فرعون می مرد "کا" (همزاد) از او جدا می شد و به سمت نوک هرم بالا می رفت و در آنجا خدای خورشید فراعنه منتظر بود تا فرعون مرده سفر ابدیت را با او آغاز کند.امروزه ارتفاع هرم تنها به عدد 20/137 رسیده است.نوک هرم امروزه مربعی به ضلع 10 متر است و سنگ نوک هرم قربانی سنگ دزدیها شد.هرم خئوپس از عجایب هفت گانه ای است که پابرجاست.

منبع در ۷ مورد عجایب: خلاصه و بازنویسی سایت هرات و سایت پاسارگاد.
ادامه مطلب
"موزه" عبارتی یونانی به معنی اندیشیدن و چشم دوختن به چیزی است. در افسانه های مردم یونان باستان، نه الهه حامی دانش و خرد به نام "موز" وجود داشتند که حامی شعر، موسیقی و هنرهای زیبا همچون نقاشی، پیکره سازی و معماری شمرده می شدند ومردم یونان برای ستایش از آنها معابدی ساخته بودند و با اهدای آثار خود به این معابد به هنر ارج می نهادند. با افول تمدن یونان، به تدریج موزها و معابد آنها از یاد رفتند. شروع عهد رنسانس در سده پانزدهم میلادی در کشورهای اروپای غربی که به نهضت علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز شهرت دارد، سبب تغییرات عمده ای در زندگی اجتماعی، علمی وهنری جامعه اروپا شد و درک تازه ای از حیات اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی به وجود آمد.
ادامه مطلب
دروس مقطع کارشناسي
تاریخچه علم باستانشناسی
بررسی تمدن های باستانی از نظر قرآن کریم
جغرافیای تاریخی ایران
اصول ومبانی انسان شناسی
اسطوره شناسی
تاریخ هنر از باستان تا آغاز اسلام
حفظ آثار باستانی
مبانی باستانشناسی
دروس مقطع کارشناسي ارشد
ادامه مطلب
| نخستین نمونه چشم مصنوعی در شهر سوخته یافت شد | |||||||
نخستین نمونه چشم مصنوعی که قدمتی ۴۸۰۰ ساله دارد در شهر سوخته یافت شد
تهران_ خبرگزاری میراث فرهنگی_برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش کشف شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ، "سید منصور سید سجادی"، سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته با اعلام این مطلب افزود:« این چشم متعلق به زنی تنومند 25 تا 30 ساله است که در قبر شماره 6705 منطقه گورستان مدفون بوده است.»
وی در مورد مطالعات اولیه که بیانگر وجود آثار آبسه در زیر طاق ابرو است گفت:« به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین چشم مصنوعی با پلک در تماس بوده، آثار ارگانیگی پلک چشم در روی آن قابل رویت است. »
سجادی در خصوص جنس چشم مصنوعی گفت: «جنس و ماده چشم یاد شده هنوز مشخص نیست و تشخیص آن با آزمایشهای بعدی موکول شده اما به نظر میرسد در ساخت این چشم از قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده استفاده شده است.»
به گفته سرپرست هیأت باستان شناسی شهر سوخته در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل چشم توسط مفتولهای طلایی به قطر کمتر از نیم میلیمتری طراحی شدهاند.
مردمک این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی که تقریباً یک لوزی را تشکیل میدهند در پیرامون مردمک دیده میشود.
از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده میشدهاست.
بررسیهای انسان شناسانه نشان داده به احتمال زیاد این زن دارای سنی بین 25 تا 30 سال و دو رگه (سیاه وسفید) بوده است.
در این قبر همچنین ظرفهای سفالی، مهرههای تزیینی، یک کیسه چرمی و یک آینه مفرغی یافت شده است.
قدمت این قبر و چشم مصنوعی یافته شده به حدود 4800 سال پیش از این میرسد.
بررسی و مطالعه به منظور دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد ادامه دارد.
هر روزه چیزهای زیادی از این دست در محوطه های تاریخی کشورمان یافت می شود مخصوصا شهر سوخته که قدمتی پیش از تاریخ دارد
ولی از این موارد فقط یکی دو مورد است که صحیح و سالم می مونه و خبرش به گوش ما می رسه البته متاسفانه بله قابل توجه کسانی
که می گویند ما در تاریخ ایران پیش از اسلام چیزی برای گفتن نداریم .
با تشکر از جناب آقای دکتر رضا مرادی غیاث آبادی | |||||||
محوطه باستانی بيت لوسی واقع در روستای شهيد دستغيب شوش توسط پيمانكار اداره جهاد كشاورزی مورد خاكبرداري قرار گرفته و اين تپه تخريب شده است

لقمان احمدزادهشوهانی رييس انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش، با اعلام اين خبر در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد:« اين در حالي است كه بر اساس قوانين و مقررات جاري كشوركليه طرحهای جرايي و عمراني سازمانها و ارگانهای ولتي بايد به تصويب سازمان ميراث فرهنگی صنايع دستی گردشگری رسد. »
همایش یک روزه بررسی باستان شناسی مدرن و باستان شناسی ایران با حضور دکتر عمران گاراژیان روز دوشنبه ۷/۲/۱۳۸۶ در دانشگاه شهر کرد باتلاش انجمن علمی دانشجویی دانشگاه شهر کرد در این دانشگاه برگزار خواهد شد.
به گفته آقای سلیمانی دبیر اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی باستان شناسی کشور دومین نشست دبیران انجمنهای علمی دانشجویی باستان شناسی کشور نیمه دوم اردیبهشت ماه به میزبانی دانشگاه شهر کرد در این دانشگاه بر گذار خواهد شد.
به گزارش مهر، دانشگاه شهرکرد دارای 25 انجمن علمی دانشجویی فعال است و انجمن علمی دانشجویی رشته باستان شناسی این دانشگاه در سال گذشته موفق شد عنوان نمونه کشوری این انجمن ها را به خود اختصاص دهد.
| آتشكده ری یا "تپه میل" یادگاری از دوره ساسانیان و شاید قدیمیترین آتشكده زرتشتیان است. | |||||||
|
| |||||||
| الواح گلی متعلق به ایران است | |
| خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: حفظ میراث یک سرزمین ، مقوله ای همگانی در تمامی تمدن های بشری است و هیچ جامعه ای نیست که بدون پشتوانه "هویت فرهنگی" ، بتواند در مسیر توسعه گام بردارد و از همین رو ، حفظ آنچه که به عنوان مواریث گذشتگان از آن یاد می شود ، وظیفه ای خطیر و سنگین است که بر دوش تک تک احاد یک ملت سنگینی می کند و باید برای حفظ آن ، از هیچ تلاشی دست بر نداشت. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر ، موضوع بازپس گیری الواح گلی ایران از آمریکا ، چند صباحی است که سوژه ای رسانه ای شده و هر چند وقت یکبار ، مطبوعات به نوعی ، پیگیر موضوع بازگشت الواح گلی می شوند اما اینکه ، رسانه ها تا چه اندازه می توانند در این خصوص تاثیر گذار باشند ، موضوعی روشن است ولیکن ، پیگیری و جدیت مسئولان سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری به عنوان متولی امر در حوزه حفظ و احیاء آثار تاریخی ، مسئله ای است که نمی توان نسبت به آن بی اعتنا بود. زیرا ، تعصب و غیرت ملی ایرانیان هرگز اجازه نمی دهد که مواریث کهن سرزمین شان به یغما برده شود. داستان الواح گلی و قانون 1309... در سال 1316 (1937) طی حفاری مشترکی توسط دولت وقت ایران و موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو در تخت جمشید ، تعداد قابل توجهی اموال فرهنگی - تاریخی ارزشمند به دست آمد که این اموال بین دولت ایران و موسسه مذکور به طور مساوی تقسیم شد. این حفاری و تقسیم اموال میان طرفین ، شکل کاملا قانونی و مجاز داشت زیرا قانون 1309 راجع به حفظ آثار ملی مصوب 1309 شمسی مجلس ، اولا حفاریهای علمی مستقل توسط موسسات پژوهشی خارجی و یا حفاریهای علمی مشترک میان دولت ایران و این موسسات را مجاز و معتبر دانسته بود ، ثانیا تقسیم اشیاء حاصل از این حفاریهای علمی میان دو طرف و خروج اموال سهم طرف خارجی از کشور را رسما تایید می کرد. از سال 1309 تا اواخر رژیم سابق و وقوع انقلاب اسلامی با مجوز رسمی همین قانون ، هیئت های حفاری کشورهای امریکا ، فرانسه... در تمامی نقاط کشور به حفاری علمی می پرداختند و اشیاء ارزشمند حاصله با توافق دولت میان دو طرف تقسیم می شد و طرف های خارجی سهم خود را قانونا از کشور خارج می کردند و در واقع به موجب همین قانون رسما مالک این اموال می گردیدند. هرچند اموال مکشوفه منشاء ایرانی داشته و در ایران به دست آمده بود و حاصل فرهنگ و تمدن شکوهمند ایرانی - اسلامی بود ، لیکن مالکیت طرف های خارجی به موجب مجوز مجلس ایران بر آن اشیاء محرز می گشت. سالها بعد از تصویب قانون 1309، کنوانسیون راجع به ممنوعیت ورود ، صدور ، انتقال مالکیت غیر قانونی اموال فرهنگی - تاریخی مصوب 1970 یونسکو ، این گونه مالکیت ها را رسما تایید کرد و کشورهایی چون ایران با عضویت خود در این کنوانسیون ، بر این قسمت از مفاد آن نیز صحه گذاشتند. در واقع به همین دلیل است که جمهوری اسلامی ایران به موجب تمامی قواعد و قوانین پذیرفته شده حقوق و روابط بین المللی قادر به طرح ادعایی نسبت به استرداد اموال فرهنگی - تاریخی ایرانی که در موزه های معتبر دنیا همچون لوور فرانسه ، نگهداری می شوند ، نیست.
|
ادامه مطلب
| نیمه شمالی خراسان 38 تپه شناسایی شده است | |||||||||
| مشهد- خبرگزاری مهر: از سال 83 تاکنون 38 تپه باستانی در دشت های مختلف نیمه شمالی استانهای خراسان شناسایی شده است که از این میان می توان به تپه نادری، تپه فریزی، یاریم، یام و برج اشاره کرد. | |||||||||
|
به گزارش خبرنگار مهر، همایش روز جهانی بناها ومحوطه های تاریخی ظهر امروز با حضور اساتید دانشگاه تاریخ و باستان شناسی، کارشناس ارشد محوطه ها و حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و دانشجویان این رشته برگزار شد. عمران گاراژیان، دکترای پیش از تاریخ دراین مراسم گفت: تا به حال در نیمه شمالی استانهای خراسان توسط باستان شناسان تپه هایی شناخته شده است که از این موارد می توان به تپه ها نادری در دشت مشهد، تپه یام در دشت فاروج، تپه برج، تپه قلعور قله، تپه درخت و قادر آب در دشت مشهد، تپه ذوالفرج در دشت سبزوار و تپه گوندر اشاره کرد. وی افزود: منابع کسب اطلاعات از گذشته را به سه دسته روایی، منابع تاریخی و مواد فرهنگی دسته بندی می کنند که اسطوره ها ،قصه ها و بعضی متون،منابع روایی هستند، منابع تاریخی نوشته ها و متنها را شامل می شوند و مواد فرهنگی نیز عبارتند از: نمود فعالیتهای انسان در گذشته. گاراژیان در مورد دو مطالعه خود در تپه برج خان و تپه برج نیشابور خاطر نشان کرد: تپه برج خان در بخشهای مرکزی خراسان است که از آن درگاه نگاری ها فیروزه و سفال هایی مربوط به عصر آهن بدست آمد. حسین نامی، کارشناس ارشد محوطه ها و حفظ و احیا سازمان میراث فرهنگی خراسان رضوی نیز دراین همایش گفت: با توجه به مصوبه سال 1364 ،میراث فرهنگی به آثاری گفته می شود که از گذشتگان و در طول تاریخ به جای مانده باشد و این میراث طریقه شناخت آن و زمینه عبرت آموزی را فراهم می کند و بیشتر در زمینه شناخت فرهنگ ها کاربرد دارد. وی افزود: برای ابزارهای انسانی از ابتدا تا به امروز دسته بندی هایی صورت گرفته است که این دسته بندی ها بعد از دوره زمین شناسی بوده است که این دوره را می توان به 5 دسته پاره سنگی،میان سنگی،نو سنگی، عصرفلز(مس،سنگ) و انقلاب شهر نشینی تقسیم کرد. کارشناس ارشد باستان شناسی اذعان داشت: باستان شناسان برای این دوره های زمانی را در نظر گرفته اند که دوره پاره سنگی را از 2 میلیون سال پیش تا 18 هزار سال پیش، دوره میان سنگی از 18 هزار سال پیش تا 10-12 هزار سال پیش، دوره نوسنگی 10 هزار سال پیش تا 6-7 هزار سال پیش، عصر فلز 6 هزار سال پیش تا 5 هزار سال پیش و دوره انقلاب شهر نشینی را از 5 هزار سال پیش تا کنون اعلام کرده اند. وی همچنین اظهار داشت: در هزاره ششم شکل گیری روستاهای اولیه را شاهد هستیم که در آن معبر هم دیده می شود و بعد از آن شهر نشینی رواج پیدا می کند و این آغاز حکومت و دولت است، در هزاره هشتم (حدود 10 هزار سال پیش) نیز آثار معماری به چشم می خورد. نامی خاطر نشان کرد:متأسفانه در بعد مسائل باستان شناسی شمال شرق کشور (خراسان) مطالع
| |||||||||
| گزارش از عملکرد میراث فرهنگی به مجلس | |
| قائم مقام سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری از ارائه گزارش عملکرد بخش میراث فرهنگی این سازمان به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خبرداد . | |
|
حمید بقائی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص ارائه این گزارش گفت : هفته گذشته کمیسیون فرهنگی مجلس دعودت نامه ای ارسال کرد و با تعیین زمان، امروز بعد ازظهر همراه با معاونان سازمان در کمیسیون فرهنگی مجلس حضور پیدا کردیم و گزارشی از عملکرد سازمان در بخش میراث فرهنگی در 5/1 سال گذشته به مجلس ارائه کردیم . وی برخورد اعضای کمیسیون فرهنگی را مثبت ارزیابی کرد و گفت : رئیس و اعضای کمیسیون فرهنگی بسیار خوب با این موضوع برخورد کردند و قرار شد این جلسات میان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اعضای کمیسیون فرهنگی دوام پیدا کند. وی اظهار داشت : در حوزه های صنایع دستی و گردشگری طی هفته های آینده گزارش عملکردی از حوزه گردشگری و صنایع دستی به کمیسیون فرهنگی ارائه خواهد شد . بقائی تصریح کرد : گزارشی که امروز ارائه شد به قدری مستند ، شفاف و با عدد و ارقام در زمینه های یگان حفاظت ، کشفیات ، پژوهشگاه ، ثبت آثار ، بودجه و... بود که هیچ گونه بحثی از سوی نمایندگان مطرح نشد. قائم مقام سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری خاطر نشان کرد: حق قانونی و وظیفه نمایندگان است که سئوال کنند و ما نیز استقبال می کنیم که با نمایندگان و اعضای کمیسیون فرهنگی تعامل کامل داشته و آنان در مسائل مختلف با ارائه دیدگاه ها و نظریات خود به ما کمک کنند . وی در خصوص آبگیری سد سیوند گفت : موضع نمایندگان در این خصوص موضع سازمان است و آنان اعلام کرده اند نظرات کارشناسی، آبگیری سد را مشخص می کند. بقائی گفت : موافقتنامه خود را در خصوص آبگیری سد سیوند تا پایان فروردین اعلام می کنیم اما اعلام نظر شفاهی رئیس سازمان میراث فرهنگی در این زمینه نیز بر اساس نظر مکتوب کارشناسان صورت گرفته است . | |
| ||
| جام جم آنلاين: 33 سال پيش در روز 29 مارس سال 1974 ميلادي روستاييان چيني يك چاه را در فاصله اي نه چندان دور از كوه لي در استان شانگسي در چين شمالي حفر مي كردند. ناگهان روستاييان روزنه غاري را كشف مي كنند و در داخل آن با حيرت يك جنگجوي ساخته شده از گل رس پخته را مشاهده مي نمايند.
در اين مقبره هزاران سرباز به ابعاد طبيعي كه از گل رس پخته ساخته شده بودند و هزاران ارابه و اسب كه آنها نيز همگي به ابعاد طبيعي بودند ، در سالن هاي عظيم مقبره و با آرايش جنگي كشف شدند. زن يينگ ، نخستين امپراتور چين كه در تاريخ از او با نام كين شي هوانگدي به زبان ماندرين به مفهوم نخستين امپراتور تسين ياد مي شود ، با اين كشف جنبه افسانه اي خود را از دست داد و به حقيقت مبدل شد. او در طول دوران سلطنت خود چين شمالي را متحد كرد و همه سلسله هاي كوچك را از ميان برداشت و نخستين امپراتوري چين را تشكيل داد.
|
محمود احمدينژاد رئيسجمهور عصر امروز سه نشبه در اجتماع پرشور و به ياد ماندني شهرستان پاسارگاد حاضر شد و گفت:اگر سنگهاي به جاي مانده از 25 قرن قبل اجازه مييافتند خاطراتشان را بيان ميكردند، اگر چه اين سنگها صامت هستند، اما براي اهل فرهنگ و هنر به طور مستمر حرفها دارند.
وي افزود: همه ما بايد تلاش كنيم تا تاريخ ايران، بالنده، زنده و نقش آفرين باشد كه درخت تنومند ايران اسلامي همچنان پرثمر باقي بماند.
احمدينژاد پاسارگاد را گذرگاه سرنوشتها و سرگذشتها دانست و اظهار داشت:اينجا معبر مجسم زمان است و كالبد زمان در اينجا دميده ميشود، اينجا زمان در بستر مكان آرميده است و غافلان در اينجا هوشيار ميگردند.
وي با اشاره به گذشت بيش از 60 نسل از آثار تاريخي و ميراث گرانقدر اين ديار ادامه داد: اينجا قدمگاه نسلهاي پي در پي انساني در تاريخ پرافتخار ايران زمين است، ما نيز يك نسل از اين نسلهاي پي در پي هستيم و آيندگان بايد قدمهاي بعدي را نيز بردارند.
رئيسجمهور با بيان اين كه ملت ايران در طول 28 سال اخير درخت تمدن ملي و اسلامي ايران را پرثمر ساخته است، اظهار داشت: اين ملت در سرزمين ايران به حكومتهاي وابسته به بيگانه پايان داد و هزاران سال ملت ايران پرچمدار علم، ادب، فرهنگ و خداپرستي براي بشريت بوده است و امروز نيز ماموريت بزرگ ما برافراشتن مجدد اين پرچم در جهان معاصر است.
وي تصريح كرد: امروز ملتها به دنبال الگوي جديدي براي زندگي سعادتمند ميگردند و تنها ملتي كه شايستگي معرفي يك الگوي متعالي براي زندگي سعادتمند را دارد، ملت عزيز ايران است.
احمدينژاد با اشاره به توطئههاي دشمنان عليه ملت ايران افزود: دشمنان ملت ما هنوز خيال ميكنند ابرقدرت و مالك دنيا هستند و ميخواهند جلوي حركت ملت ما را بگيرند، اما آنها از تاريخ بيخبرند و نميدانند كه ملت ايران تنها ملتي است كه بيش از هفت هزار سال تاريخ پرافتخار فرهنگ و تمدن دارند.
رئيس شوراي عالي امنيت فرهنگي تمام علوم امروز بشر را مديون علم و تمدن ايرانيان دانست و خطاب به قدرتهاي زورگو گفت: از شما دعوت ميكنم به خرج ملت ايران به اين سرزمين سفر كنيد و از پاسارگاد تا تخت جمشيد را ببينيد تا بدانيد ملت ايران قدرت تحول در جهان و برپايي جامعه سعادتمند را دارد و دشمنان در برابر عظمت ايران مجبور به تعظيم خواهند بود.
| احمدی نژاد در پاسارگاد: | ||
| ملت ایران قدرت تغییر وضعیت جهان و برپایی جامعه سعادتمند را دارد/ محور پاسارگاد به تخت جمشید محور نمونه گردشگری می شود | ||
| رئیس جمهور با بیان اینکه ملت ایران قدرت تغییر وضعیت جهان، ایجاد تحول و برپایی جامعه سعادتمند را دارد ، گفت : از زورگویان عالم دعوت می کنم به خرج ملت ایران به این سرزمین سفر کنند و پاسارگاد و تخت جمشید را ببینند و با قدرت و توانمندی ملت ایران آشنا شوند. | ||
|
به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به استان فارس، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در دومین روز از بیست و هفتمین سفر استانی خود در جمع مردم شهرستان پاسارگارد گفت: شما در مکانی زندگی می کنید که اگر لفظ سخن بگشاید رازها را بیان خواهد کرد که چه قدرتهای با عظمتی در این خطه متمرکز شده و قرن ها در بخش بزرگی از جهان حکومت کرده اند. وی افزود: این سنگ ها اگر زبان باز کنند خواهند گفت چگونه فرهنگ، ادب و هنر آنان در تمدن های گذشته تاثیر گذاشته است و همه جهان را متحول کرده است. رئیس جمهور این سرزمین را قدم گاه نسل های پی در پی انسانی در هزاران سال تاریخ پر افتخار ایران زمین خواند و گفت: ما یک قدم از این قدم ها و یک نسل از این نسلها هستیم، زمان نیز بر ما خواهد گذشت و آیندگان باید قدم های بعدی را بردارند و بدون تردید نسل های امروز قدم های بلندی برداشته است. وی افزود: ملت ایران در 28 سال اخیر درخت کهنسال تمدن و فرهنگ اسلامی را بارورتر و پرثمرتر کرده است و به حکومت های دیکتاتوری وابسته پایان بخشیده و استقلال، آزادی خود را به دست پر قدرت خود رقم زده است. احمدی نژاد با بیان اینکه، در طول تاریخ ملت ایران همواره خداپرست و به دنبال عدالت و معنویت بوده است گفت: در طول 7 هزار سال تمدن این سرزمین حتی یک روز ثبت نشده که ملت ایران جز در مسیر توحید و معنویت راه دیگری پیموده باشد و ملت ایران همواره پرچمدار عدالت و معنویت در دنیا بوده اند. رئیس شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه امروز مسئولیت و ماموریت بزرگ ما برافراشتن مجدد این پرچم در جهان معاصر است گفت: امروز همه ملت ها از ظلم، ستم، مادیگرایی و پوچی دنیای امروز خسته شده اند، امروز ملت ها از حکومت های مارکسیستی و لیبرالی بیزار هستند و به دنبال الگوی جدید برای زندگی سعادتمند می گردند وتنها ملتی که سابقه،توانمندی و شایستگی معرفی یک الگو را دارد ملت ایران است. احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه زورگویان عالم در مورد ملت ایران مرتکب دو اشتباه شده اند گفت: اشتباه اول آنها این است که فکر می کنند صاحب دنیا هستند و اشتباه دوم آنها این است که می خواهند جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرند. وی افزود: آنها از تاریخ بی خبر هستند و نمی دانند که ملت ایران تنها ملتی است که بیش از 7 هزار سال تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن دارد و همه علوم امروز بشریت مرهون دانشمندان ایران زمین است واین ملت در طول تاریخ همواره دشمنان خود را به زانو در آورده است. رئیس جمهور با بیان اینکه از آنها (زورگویان عالم ) دعوت می کنم به خرج ملت ایران به این سرزمین سفر کنند و پاسارگاد و تخت جمشید را ببینند و به قدرت و توانمندی ملت ایران آشنا شوند تاکید کرد: ملت ایران قدرت تغییر وضعیت جهان، ایجاد تحول و برپایی جامعه سعادتمند را دارد و تا به آخر در مقابل زورگویی های این قدرتها خواهد ایستاد و آنها را مجبور به تعظیم در مقابل عظمت خود خواهد کرد. رئیس قوه مجریه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحث سازندگی کشور گفت: متاسفانه حاکمیت چند قرن گذشته و حکومت های فاسد عزت و عظمت و فرهنگ ما را دچار خدشه کرد وامروز باید دست در دست هم دهیم و ایران را بسازیم و به الگوی بشریت تبدیل کنیم. وی افزود: برای امر اشتغال و مبارزه با معضل بیکاری سهم جوانان پاسارگاد از تسهیلات ارزان قیمت جهت بنگاه های اقتصادی زود بازده در سال جاری 30 میلیارد تومان است. احمدی نژاد در خاتمه از تصویب منطقه پاسارگاد به عنوان منطقه نمونه گردشگری، تصویب محور پاسارگاد به تخت جمشید به عنوان محور نمونه گردشگری، احداث شبکه آبیاری و زهکشی پایین دست سد سیوند جهت آبیاری مزارع، اجرای پروژه های تعیین آب برای احیاء دشت سرپنیران، ایجاد یک واحد دانشگاهی پیام نور و ساخت دو سالن ورزشی مخصوص دختران و پسران در شهرستان پاسارگاد خبر داد. | ||
| ||

مرد نمكي شماره 1 : در سال 1372 بقاياي انساني شامل سر و بخشي از پا و نيز اشايي همچوي چاقو‘ تكه هاي طناب‘ و يك عدد گردو در معدن نمك چهرآباد زنجان توسط معدنچيان و سپس گروه كاوش نجات بخشي كشف شد و به مرد نمكي شهرت يافت. آزمايش سن سنجي بر روي مرد نمكي‘ تاريخ حدود 1700 سال پيش را نشان داد يعني اوايل دوره ي ساساني.
مرد نمكي شماده 2 : در آبان 1383 كارگران معدن چهرآباد زنجان طي عمليات باطله برداري و استخراج نمك با بقاياي اسكلت انساني برخورد كردند كه قسمت هايي ازمو‘ ريش و بافتهاي نرم آن تا اندازه اي سالم باقي مانده بود به همراه اين اسكلت شماري تكه سفال‘ مقداري پارچه‘تكه هاي طناب‘ سبد و يك سركلنگ فلزي نيز يافت شد .
مطالعات اوليه نشان مي داد اين بقايا متعلق به مردي با قدي حدود 180 سانتي متر است.
در محل كشف مرد نمكي شماده 2 در اثر كار باطله برداري بولدوزر در قسمت فوقاني معدن بقاياي مرد نمكي شماره 3 كشف شد. مرد نمكي شماره 3 در حقيقت بقاياي استخوان ها لباس ها و قسمت هايي از بافتهاي نرم مردي بود كه همچوي ديگر معدنچيان بر اثر ريزش تونلها و افتادن سنگ بزرگ چند تني روي او كشته شده بود. لباس او از جنس پشم و به رنگ قهوه اي روشن همراه يك كمر بند و يك جفت كفش چرمي و يك چكش آهني با دسته چوبي شكسته و چند تكه سفال بوده است.

مرد نمكي شماره 4 : بقاياي مرد نمكي شماره 4 در ضلع شرقي همين معدن و پس از 4 متر كاوش عمقي در كنار يكي از صخره هاي بزرگ نمك كشف شد كه يكي از زيباترين موميايي هاي طبيعي جهان در وضعيت خشك شده و سالم ترين و كامل ترين نمونه ي به دست آمده از بقاياي انساني معدن نمك چهر آباد است. دليل مرگ او همچون نمونه هاي قبلي ريزش تونل بوده است. علي رغم آسيب ديدگي به هنگام مرگ (شكستگي جمجمه‘ پا‘ له شده صورت و ...) تقريبا تمام قسمت هاي بدن سالم باقي مانده كه شامل مجموعه استخوان ها و بافت هاي نرم بدن است كه طي زمان و بر اثر از دست رفتن آب بدن خشك شده و بافتهاي نرم به رنگ قهوهاي تيره در آمده است. مرد نمكي شماره 4 به هنگام كشف در وضعيت دمر قرار داشت. در حالي كه صورت و قسمت هاي جلوي بدن روي خاك قرار داشت. دستها از ناحيه ي آرنج خم شده دست چپ روي زمين و دست راست تقريبا مشت شده بود. پاي راست به صورت نيمه باز و پاي ديگر جمع شده در زير شكم قرار داشت.مرد نمكي شماره 4 با موهاي كوتاه و به رنگ خرمايي با قد 170 تا 175 سانتي متر است و بر گوشهايش حلقه فلزي ديده مي شود. به همراه او چاقوي فلزي با دسته اي استخواني كه در غلافي چرمي به كمربند پارچه اي او بسته شده است به همراه دو سبوي كوچك سفالي و بر دوش مرد نمكي سبويي پوستين ديده مي شود و مقداري تكه هاي چوب طناب و تكه هاي سفال و يك مهره ي تزييني نيز يافت شد.

تاريخ گذاري : بر اساس مشاهدات و مطالعات اوليه روي آثار فرهنگي بدست آمده از كاوش به ويژه مجموعه ي سفالي به نظر مي رسد بهره برداري از اين معدن به تناوب‘ از نيمه دوم هزاره اول ق.م تا عصر حاضر ادامه داشته است البته طي اينمدت طولاني در برخي از دوره ها از جمله دوره ي ساساني تا اوايل سده هاي مياني دوره اسلامي در بخش كاوش شده آثاري از استخراج نمك ديده نمي شود. و بر اساس داده هاي موجود فعالترين دوره ي بهره برداري سنتي از اين معدن احتمالا مربوط به دوره ي اشكاني و سپس با وقفه اي طولاني اوايل پهلوي بوده است. با وجود اين براي تاريخ دقيق مردان نمكي بايد منتظر نتايج آزمايش هاي ساليابي بود.
مريم

تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي - حكومتي - تشريفاتي دانست.
به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد.
بايد توجه داشت كه تخت جمشيد مانند ساير ارگ ها يا دژها در ميان بيابان و دور از مركز سكونت گاهي نبود، بلكه آن را در كنار شهري آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور كخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح هاي به دست آمده در تخت جمشيد اظهار داشته كه شهري بزرگ در دشت واقع در پايين صفه تخت جمشيد به نام خوادايتشيه. وجود داشت كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. در لوح هاي ديواني عيلامي به خوادايتشيه و پارسه تقريباً به يك نسبت توجه شده است. البته در ابتداي ساختن صفه و بناهاي تخت جمشيد در لوح ها بيشتر از شهر خوادايتشيه به عنوان مقصد سفر يا محل استقرار رئيس تشريفات نام برده شده، زيرا هنوز در روي صفه، ساختمان و تأسيسات كافي ساخته نشده بود، اما به تدريج كه در كارهاي ساختماني صفه تخت جمشيد پيشرفت حاصل مي شد، از پارسه بيشتر نام برده مي شد.
بنابراين، الگوي ساختن تخت جمشيد در كنار يك شهر مانند برخي ديگر از شهرهاي ايراني پيش از اسلام و همچنين در دوران اسلامي بوده است و آنجا را مي توان نوعي ارگ يا دژ حكومتي - سكونت گاهي دانست كه بخشي از امور حكومتي، سياسي، اداري و اقتصادي امپراتوري هخامنشي در آنجا انجام مي شد.
درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:
اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاك سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اينجا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شنگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و از هند و از رخج آورده شد ولي در اينجا روي آنها كار شد. سنگ هايي كه در اينجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آنها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آنهايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد.
چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم از مصالح و مواد غيربومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند. افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران - در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران - به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملاً ايراني است.
سد کارون سه و نابودی محوطه باستانی خوزستان
آبگیری سد عظیم کارون 3 که حجم آن 15 برابر سد امیرکبیر (کرج) است آغاز شد و همزمان با آن به صورت کاملا بی سر و صدا بخشی عظیمی از آثار تاریخی و محوطه باستانی خوزستان به زیر آب خواهد رفت . این در حالی است که مسولان برای ساخت این سد 728 میلیارد تومان هزینه کرده اند و در همین حین همین افراد برای نجات آثار باستانی که در معرض خطر سد قرار دارد مبلغ 25 میلیون سرمایه گذاری کرده اند.
به راستی زمانی که انسان به دولت چین نیم نگاهی می اندازد از خودش و حاکمان وقتش شرم زده می شود . دولت چین که یکی از تمدن های باستانی جهان است در یک اقدام ملی و دولتی اکثر مکانهای باستانی کشورش را با کاورها و روکش ها متعدد محافظ نمود . این کار فقط به جهت حفظ و نگهداری از آثار ملی و تمدن نیاکانش صورت گرفت تا همگان از شکوه و اقدامات نیاکانشان باخبر باشند و از اقدامات آنان درس عبرت بگیرند تا در قرن بیستم اشتباهات فاحش و تکراری گذشته را مردمانشان تکرار نکنند.
1 – ادوار پيش از تاريخ
آغاز سرگذشت انسان در ايران به كهنترين اعصار پيش از تاريخ و شايد حدود 800000 سال پيش باز مي گردد . دوران پيش از تاريخ ايران ، بر اساس سير پيشرفت فني و ابزار سازي آدميان ، به دوره هاي پارينه سنگي پيشين ، پارينه سنگي ميانه ، پارينه سنگي پسين ، ميانه سنگي ، نوسنگي و دوره هاي فلزات ( به ترتيب مس ، مفرغ ، آهن ) تقسيم مي شود .
1 – ادوار پيش از تاريخ
آغاز سرگذشت انسان در ايران به كهنترين اعصار پيش از تاريخ و شايد حدود 800000 سال پيش باز مي گردد . دوران پيش از تاريخ ايران ، بر اساس سير پيشرفت فني و ابزار سازي آدميان ، به دوره هاي پارينه سنگي پيشين ، پارينه سنگي ميانه ، پارينه سنگي پسين ، ميانه سنگي ، نوسنگي و دوره هاي فلزات ( به ترتيب مس ، مفرغ ، آهن ) تقسيم مي شود .
دوران پارينه سنگي پيشين ( از ابتداي زندگي انسان در ايران تا 85000 سال پيش )
آثار به دست آمده از دوران پارينه سنگي پيشين در ايران عبارتند از:
1 - ابزارهايي سنگي ، يافت شده در بستر كشف رود ، كه كاشفان اين ابزارها آنها را مربوط به 800000 سال پيش دانسته اند( سيد سجادي ، 1367 ( 1 ) ، ص 45 ) ؛
2 - ابزارهايي سنگي ؛ يافت شده در بستر رودهاي لاديز ، سيميش و ماشكيد در بلوچستان مربوط به 100000 سال پيش ( هيوم ، 1976 ) ؛ محوطه پل باريك در منطقه هليلان مربوط به 80000 - 100000 سال پيش ؛ منطقه كرمانشاه مربوط به 75000 - 100000 سال پيش ؛ دهكده سرچم در منطقه هليلان ؛ منطقه ميناب ( امير لو ، 1365 ، ص 16 ) ؛ منطقه خاش ( سيد سجادي ، همان ،50 ) .
دوران پارينه سنگي ميانه ( 85000 – 35000 سال پيش )
آثار به دست آمده از دوران پارينه سنگي ميانه در ايران عبارتند از:
1 - ابزارهايي سنگي ، يافت شده در منطقه سديچ در بلوچستان مربوط به 75000 – 65000 سال پيش ، كوهستك و دهكده كنارك در بلوچستان ( همان ، ص 45 ) ؛ نزديك درياچه نيريز ( ساندرلند ، 1376 الف ، ص 15 ) ؛
2 - غار خر نزديك بيستون ؛ پناهگاه ورواسي نزديك كرمانشاه ؛
3 - غارهاي كونجي ، قمري و ارجنه در دره خرم آباد ؛ منطقه هوميان در لرستان ( امير لو ؛ 1365 ، ص 16 ) ؛
4 - غار كارام يك نزديك گنبد كاووس ( مك برني ، 1964 ، ص 382 – 399 ) ؛
5 - غار علي تپه نزديك بهشهر ( امير لو ، همان ، ص 20 ) ؛
6 - يك غار و يك محوطه در منطقه ارسنجان ( همان ، ص 18 ) ؛
7 - محوطه سر سراب و غار ويلا در دره هليلان ( همان ، ص 14 ) مربوط به 50000 سال پيش ( همان ، ص 18 ) ؛
8 - غار بيستون نزديك كرمانشاه كه در آن يك قطعه استخوان زند زيرين و يك دندان پيش انسان اوليه به دست آمده است ؛
9 - غار تمتمه نزديك درياچه اروميه كه در آن يك تكه استخوان ران انسان يافت شده است ( ساندرلند ، همان ص 14 - 13 ) ؛
10- غار لكي آسپور نزديك روستاي خونيك در خراسان ( واندن برگ ، 1959 ، ص 15 ) ؛
11 - غار آندرت زو در شمال شرق مشهد ( همان ، ص 15 ) ؛ محوطه اشكفت گاوي در جلگه مرودشت ؛
12 - غاز پبده نزديك شوشتر ؛ غارهاي شاندر و برداسبيد در لرستان ( ملك شهمير زادي ، 1373 ، ص 87 ) .
دوران پارينه سنگي پسين ( 35000 – 14000 سال پيش )
آثار به دست آمده از دوران پارينه سنگي پسين در ايران عبارتند از:
1 - ابزارهايي سنگي ، يافت شده در غارهاي قمري ، ارجنه و يافته در دره خرم آباد ؛
2 - غار مرروز در ساحل رود سيمره ( امير لو ، همان ، ص 23 ، 20 ) ؛
3 - غار تنگ شيگان در منطقه ارسنجان ؛
4 - ساحل رود فهرج در استان كرمان ( همان ، ص 25 ) ؛
5 - غار اشكفت قادي برم شور در منطقه جهرم ( پيپرنو ، 1974 ، ص 13 - 9 ) ؛
6 - غار مرگرگلان سراب در دره هليلان ( امير لو ، همان ، ص 23 ) ؛
7 - چهار پناهگاه در منطقه ايذه ( همان ، ص 25 ) ؛
8 - غار خر ؛ پناهگاه ورواسي ( همان ، ص 16 ) ؛
9 - منوچهر آباد و پپيله نزديك دزفول ؛
10 - سارب دره نزديك خرم آباد ( ساندرلند ، همان ، ص 23 ؛ همو ، 1376 ب ، ص 19 ) .
دوران ميانه سنگي ( 14000 – 8000 سال پيش )
آثار به دست آمده از دوران ميانه سنگي در ايران عبارتند از:
1 - ابزارهايي سنگي و استخواني ، يافت شده در غار مر روز ؛
2 - غار مرگرگلان سراب ( امير لو همان ، ص 23 ) ؛
3 - غار كوميشان نزديك نكاء ( « كشف يك غار ... » ، 1369 ، ص 82 ) ؛
4 - غار كمربند نزديك بهشهر ( واندن برگ ، همان ، ص 4 – 3 ) ؛
5 - غار هوتو در مازندران ( ساندرلند ، 1376 الف ، ص 19 ، 21 ، 23 ، 25 ، 27 ) ؛
6 - پناهگاه ورواسي ( امير لو همان ، ص 16 ) ؛
7 - محوطه رضا قلي آباد سنگي نزديك ايذه ( همان ، ص 25 ) ؛
8 - پناهگاه پاسنگر در دره خرم آباد ( همان ، ص 16 ) ؛
9 - غار علي تپه كه تا 11000 سال پيش مسكون بوده است و ساكنان آن در اين دوران براي نخستين بار در ايران گوسفند و بز را اهلي كردند و به كشت گندم و بعضي غلات ديگر پرداختند ( مك برني ، همان ) ؛
11 - تپه آسياب نزديك كرمانشاه مربوط به 11000 – 9000 سال پيش ( بريدوود ، 1961 ، ص 7 – 3 ) ؛
12 - تپه عبدالحسين در استان كرمانشاه مربوط به 11000 – 9500 سال پيش ( ملك شهمير زادي ، همان ، ص 146 ) ؛
13 - تپه گنج دره نزديك هرسين مربوط به 10500 – 9000 سال پيش ( اسميت ، 1975 ، ص 180 – 178 ) ؛
14 - دوره بزمرده مربوط به 9000 – 8500 سال پيش از تمدن علي كش ؛
15 - دوره علي كش مربوط به 8500 – 8000 سال پيش از تمدن علي كش ( ملك شهميرزادي ، همان ، ص 134 -129 ) ؛
16 - تپه گوران در جنوب كرمانشاه مربوط به 8500 – 7500 سال پيش ( همان ، ص 150 – 146 ) .
دوران نوسنگي ( 6000 – 3500 ق . م ) و ادوار فلزات : مس مفرغ ، آهن ( 3500 – 500 ق . م )
در دوران نوسنگي مردم ايران فعاليتهاي كشاورزي و پرورش چاپاريان اهلي را توسعه دادند . استخوانهاي گاو و گوسفند در بقاياي مربوط به اين دوران يافت شده است . در اين دوران ساخت ظروف سفالي پيش رفت كرد و ظروف سفالي منقوش ساخته شد . در هزاره پنجم قبل از ميلاد دوك هاي گلي براي پارچه بافي تهيه كردند و اشياي كوچك مسين ساختند . ازهزاره پنجم قبل از ميلاد تجارت ميان ساكنان فلات ايران آغاز شد . از اواخر هزاره پنجم قبل از ميلاد اشيايي از مس ذوب نشده ساختند ( گير شمن ، 1954 ، ص 31 – 29 ) . از هزاره چهارم قبل از ميلاد مس را ذوب و ريخته گري كردند ( همان ، ص 40 ) . عصر مفرغ در ايران در حدود 2000 ق . م آغاز شد ( همان ، ص 71 ) و آغاز عصر آهن در ايران در حدود 1400 ق . م بوده است ( كرتيس ، 1376 ( 1 ) ، ص 23 )
مهمترين تمدنهاي پيش از تاريخ ايران از دوران نو سنگي به بعد عبارتند از :
1 - دوره محمد جعفر مربوط به 6000 – 5700 ق . م از تمدن علي كش ( ملك شهميرزادي ، همان ، ص 137 – 135 ) ؛
2 - تپه سهراب نزديك كرمانشاه مربوط به 6000 ق . م به بعد ( بريدود ، همان ، ص 7 – 3 ) ؛
3 - تل جاري در فارس مربوط به هزاره ششم قبل از ميلاد ( وان برگ ، همان ، ص 43 ) ؛
4 - تپه هاي سنگ چخماق نزديك شاهرود مربوط به هزاره ششم قبل از ميلاد ( ملك شهميرزادي ، همان ، ص 155 – 154 ) ؛
5 - تپه زاغه در جنوب قزوين مربوط به هزاره ششم قبل از ميلاد ( همان ، ص 183 – 167 ) ؛
6 - تپه سيلك نزديك كاشان مربوط به هزاره ششم تا هزاره اول قبل از ميلاد ( وان برگ ، همان ، ص 134 – 125 ) ؛
7 - چشمه علي تپه نزديك شهر ري مربوط به هزاره ششم قبل از ميلاد به بعد ( همان ، ص 120 ) ؛
8 - گودين تپه نزديك كنگاور مربوط به 5500 – 5000 ق . م ( ملك شهميرزادي ، همان ، ص 151 – 150 ) ؛
9 - تپه حاجي فيروز در جنوب درياچه اروميه مربوط به 5500 – 5000 ق . م ( همان ، ص 162 – 159 ) ؛
10 - تپه گيان در جنوب نهاوند مربوط به 5000 ق . م تا هزاره اول قبل از ميلاد ( واندن برگ ، همان ، ص 90 – 87 ) ؛
11 - تپه موسيان در شمال غرب شوش مربوط به هزاره هاي پنجم و چهارم قبل از ميلاد ( همان ، ص 85 – 84 ) ؛
12 - تل نخودي در فارس مربوط به هزاره هاي پنجم و چهارم قبل از ميلاد ( همان ، ص 23 ) ؛
13 - تپه حصار نزديك دامغان مربوط به هزاره پنجم تا هزاره دوم قبل از ميلاد ( همان ، ص 13 – 10 ) ؛
14 - تل ابليس در جنوب كرمان مربوط به هزاره پنجم تا هزاره دوم قبل از ميلاد ( همان ، ص 18 ) ؛
15 - شهداد در غرب دشت لوت مربوط به هزاره پنجم تا هزاره دوم قبل از ميلاد ( سيد سجادي ، همان ، ص 42 ؛ كرتيس ، 1373 ، ص 34 – 33 ) ؛
16 - گوي تپه نزديك اروميه مربوط به هزاره پنجم تا هزاره اول قبل از ميلاد ( واندن برگ ، همان ، ص 117 – 115 ) ؛
17 - ياريم تپه نزديك گنبد كاووس مربوط به هزاره پنجم قبل از ميلاد به بعد ( ملك شهميرزادي ، همان ، ص 153 – 152 ) ؛
18 - تل باكون در مرودشت مربوط به 4500 – 2900 ق . م ( واندن برگ ، همان ، ص 43 ) ؛
19 - تپه يحيي در جنوب كرمان مربوط به 4500 – 500 ق . م ( لمبرگ – كارلوسكي ، 1970 ) ؛
20 - شهر سوخته نزديك زابل مربوط به هزاره چهارم تا هزاره دوم قبل از ميلاد ( سيد سجادي ، 1367 ( 2 ) ، ص 49 – 48 ) ؛ 21 - شوش مربوط به هزاره چهارم قبل از ميلاد به بعد ( واندن برگ ، همان ، ص 84 – 72 ) ؛
22 - چغاميش در جنوب دزفول مربوط به هزاره چهارم قبل از ميلاد به بعد ( دلو گاز ، 1967 ، ص 149 – 147 ) ؛
23 - شاه تپه نزديك گرگان مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد ( واندن برگ ، همان ، ص 9 – 8 ) بمپور در بلوچستان مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد ( همان ، ص 18 ) ؛
24 - تورنگ تپه در شرق گرگان مربوط به هزاره سوم تا هزاره اول قبل از ميلاد ( همان ، ص 8 ) ؛
25 - يانيق تپه در غرب تبريز مربوط به هزاره سوم تا هزاره اول قبل از ميلاد ( برني ، 1961 ، ص 153 – 138 ) .
2 – ايلام
سرزمين ايلام عبارت بود از دشت شوشون ( خوزستان كنوني ) و نواحي پيرامون آن ( مير سعيدي ، 1377 ، ص 127 ) . ايلامي ها نژادي مستقل بودند و هيچ رابطه نژادي ميان آنها و اقوام ديگر تشخيص داده نشده است ، اما به نظر مي رسد كه آنها با لولوبي ها( LULLUBI ) وهمسايگان آنها در شمال و اقوام سو( SU ) وجه اشتراك زيادي داشتند ( هينتس ،1972، ص 21 ) . ايلاميان در طول تاريخ خود با اهالي بين النهرين يعني اهالي سومر( SUMER ) ، اكد AKKAD ) ) ، بابل و آشور ارتباط داشتند ( مير سعيدي ، همان ، ص 127 ) در قرن 28 ق . م با حمله قواي اوروك ( URUK ) ، از دولتشهرهاي سومر به ايلام وارد دوران تاريخي شد ( كامرون ، 1960 ، ص 20 ) . از اين تاريخ قواي دولتشهرهاي سومري چند بار به ايلام حمله كردند و ايلاميان نيز در مواردي به حملاتي تلافي جويانه به سومر دست زدند . از قرن 26 ق . م به بعد سلسله هاي بومي يكي پس از ديگري در ايلام حكومت كردند .ادوار تاريخ سياسي ايلام به ترتيب عبارت بود از سلسله اول اون AWAN ) ) ( 2570 – 2470 ق . م )؛ سلسله دوم اون ( 2470 – 2183 ق . م ) كه كوتي ها آن را برانداختند ؛ دوران اول فترت ( 2183 – 2070 ق . م ) ؛ سلسله اول سيمشكي ( SIMASHKI ) ( 2070 – 2040 ق . م ) ؛ حاكمان دست نشانده سلسله سوم اور (UR ) در ايلام كه در آن هنگام تحت تابعيت اور درآمده بود ( 2064 – 2010 ق . م ) ؛ سلسله دوم سيمشكي ( 2040 – 1850 ق . م ) . هوترن – تپتي ( HUTRAN - TEPTI ) يكي از شاهان اين سلسله ، در 2006 ق . م سلسله سوم اور را برانداخت ؛ سلسله اپرتي ( EPARTI ) ( 1850 – 1500 ق . م ) كه سلسله كاسي بابل آن را بر انداخت ؛ دوره دوم فترت ( 1500 – 1350 ق . م ) ؛ حكومت هورپتيله (HURPATILA ) ( 1350- 1330 ق . م ) ؛ سلسله ايگه – هلكي (IGE – HALKI ) ( 1350 – 1210 ق . م ) كه آشوريان آن را برانداختند ؛ سلسله شوتروكي ( 1205 – 1105 ق . م ) كه در 1157 ق . م سلسله كاسي بابل را منقرض كرد و اين سلسله را نيز سلسله چهارم بابل بر انداخت ؛ دوره سوم فترت ( 1105 – 760 ق . م ) ؛ سلسله ايلام نو ( 760 – 644 ق . م ) كه آشوريان آن را بر انداختند ( مير سعيدي ، 1375 ، ص 75 – 21 ) .
زبان ايلامي با گروه زبانهاي قفقازي و لهجه تاميلي زبان دراويدي قرابت هايي دارد ( كامرون ، همان ، ص 14 ) . ايلاميان كتيبه هاي خود را ابتدا به خط تصويري و سپس به خط ترسيمي و بعد به خطوط ايلامي و اكيدي مي نوشتند . آنها به خدايان و الهه هاي متعددي اعتقاد داشتند ، مراسم مذهبي خود را با حضور كاهنان در معابد اجرا مي كردند و به زندگي بعد از مرگ اعتقاد داشتند . بقايايي از بناها و آثاري از حجاري ها ، اشياء و مجسمه هاي فلزي ، مجسمه هاي سنگي و سفالي ، مهرها ، ظروف سفالي و ديگر آثار هنري ايلاميان باقي مانده است ( مير سعيدي ، 1377 ، ص 153 – 144 ) .
3 – لولوبي ها
لولوبي ها در كوههاي غرب ايران به سر مي بردند . قوم لولوبي ، دولت لولوبوم ( LULLUBUM ) را تشكيل دادند . سيدوروSIDURU ) ) شاه لولوبوم در حدود 2220ق . م در جنگ با نرام – سوئنNARAM – SUEN ) ) شاه اكد ، شكست خورد ( دياكونف ، 1985 ، ص 38 ) . آنوباني ني شاه ديگر لولوبوم ، در قرن 21 ق . م سنگ نگاره و كتيبه اي به خط و زبان اكدي در سر پل ذهاب حك كرده است ( پورادا ، 1963 ، ص 24 ) . در هزاره دوم قبل از ميلاد لولوبي ها و هوري ها كه در كردستان عراق كنوني به سر مي بردند ، گاه به گاه افراد يكديگر را به بردگي مي كشيدند ( دياكونف ، همان ، ص 38 ) .
4 – كاسي ها
كاسي ها كه در لرستان كنوني به سر مي بردند ، در قرن 18 ق . م حملاتي را به بين النهرين آغاز كردند و در قرن 16 ق . م بابل و جنوب بين النهرين كاملا تحت سلطه آنها در آمد . كاسي هاي حاكم بر جنوب بابل از لحاظ فرهنگي كاملا بابلي ماب و بعدها در نتيجه اقدامات نظامي آشوريان و ايلاميان ، بابل كاسي از كوه نشينان كاسي جدا شد ( همان ، 40 – 39 ) . ايلاميان در 1157 ق . م دولت كاسي را سرنگون كردند ( هينتس ، همان ، ص 126 ) .
5 – مهاجرت آرياييان
آرياييان كه به زبانهاي هند و اروپايي تكلم مي كردند ، بومي ايراني نبودند . تصور ميرود كه موطن اوليه آنان دشتي بوده است كه از رود دانوب تا كوههاي اورال در شرق امتداد دارد ( كرتيس ، 1376 ( 1 ) ، ص 21 ) . آرياييان سرانجام از يكديگر جدا شدند و بخشي از آنها به ند و بخشي ديگر به ايران مهاجرت كردند ( فراي ، 1962 ، ص 25 ) . مجموعه اي از مدارك زبان شناختي و منابع مكتوب بسيار متاخرتر حاكي از آن است كه آنها از شمال شرق وارد ايران شده اند به طوري كه آنها بايد از كناره شرقي درياي خزر پايين آمده باشند . احتمال دارد كه آرياييان در اواخر هزاره سوم قبل از ميلاد از تركمنستان كنوني به ناحيه اي در سمت جنوب شرق درياي خزر نقل مكان كرده و در نيمه هزاره دوم قبل از ميلاد از آنجا در غرب ايران منتشر شده باشند ( كرستين ، 1376 ، ( 1 ) ص 22 – 21 ) . بنا به نظريه اي ديگر مهاجرت آرياييان به ايران از سمت قفقاز نيز صورت گرفته است ( گير شمن ، همان ، ص 74 ) ؛ آرياييان گله چراني بودند كه كشاورزي محدودي نيز داشتند ( فراي ، همان ، ص 23 ) . مي توان گمان برد كه آرياييان در ايران با غير آرياييان بومي جنگيده اند ( همان ، ص 26 ) . ممكن است بعضي از قبايل آريايي از سمت شرق به سمت غرب تاخته و در اواسط هزاره قرن دوم قبل از ميلاد تمدن تپه حصار را نابود كرده باشند ( گير شمن ، همان ، ص 63 ) . چنين مينمايد كه اين دسته هاي پيشتاز آريايي در جمعيت بومي غرب ايران و بين النهرين مستحيل شده باشند ( فراي ، همان ، ص 23 ) . رخنه آرياييان به ايران در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد تاثيري متفاوت با هجوم پيشين آنها ، بر ايران باقي گذاشت . آنها به زور و به صورت امواج متوالي و ظاهرا از همان دو خط سير قبلي ، يعني ماوراءالنهر و قفقاز ، وارد ايران شدند . اما اين بار آنان در جمعيت بومي مستحيل نشدند . آنها به سمت غرب فلات ايران روي آوردند و طي چهار قرن جمعيت بومي را مستحيل و تمدن خود را پايه گذاري كردند ( گير شمن ، همان ، ص 75 – 73 ) .
6 – زرتشت و دين او
زرتشت بنيانگذار دين مزديسنا يا زرتشتي ، در حدود 1000 ق . م ( كريستن سن ، 1357 ، ص 24 ) يا زماني پيش از آن ( همان ، ص 34 ) در خوارزم ، كه امروزه شامل مرو و هرات است ، شروع به دعوت كرد ( مالوان ، 1985 ، ص 416 ) . زرتشت خداي اهوره مزدا را در كانون قرار داد ( كريستن سن ، همان ، ص 42 ) و اعتقاد به خدايان طبيعت را كه از طبقه اهوره ها بودند حفظ كرد ( همان ، ص 49 ) . اهوره ها خدايان اداره كننده عالم بودند . زرتشت خدايان جديدي برگرد اهوره مزدا پديد آورد كه بعد ها امشاسپندان ناميده شدند ( همان ، ص 42 ) . در انديشه زرتشت جهان را دو اصل نيك و بد اداره مي كنند ؛ اولي صورتي از طبيعت اهوره مزدا ، روح نيك و دومي صورتي از طبيعت اهريمن ، روح بد خواه است . مبارزه ميان اين دو روح سرانجام به پيروزي روح نيك خاتمه مي يابد ( گير شمن ، همان ، ص 162 – 161 ) . كتاب مقدس زرتشتيان اوستاست ( سايكس ، 1958 ، ص 105 ) . اوستا از لحاظ زبان شامل دو بخش است : بخش قديم تر شامل گاثاها يا اندرزهاي موزون زرتشت و بخش جديد تر يا اوستاي متاخر ( كنت ، 1961 ، ص 6 ) . گاثاها يا اثر شخص زرتشت است يا به دوره اي بسيار نزديك به عهد او تعلق دارد ( كريستن سن ، همان ، ص 20 ) . احتمالا قديمي ترين بخشهاي اوستاي متاخر در قرن نهم يا قرن هشتم قبل از ميلاد تدوين شده است ( بويس ، 1992 ، ص 29 ) . در آغاز اوستا را سينه به سينه حفظ مي كردند ( بيلي ، 1943 ، ص 162 ) و از بر مي خواندند ( فراي ، همان ، ص 223 – 222 ) . زباني كه اوستا بدان نگاشته شده ، زبان اوستايي خوانده مي شود كه از زبانهاي ايراني باستان است ( كنت ، همان ، ص 6 ) . ابداع خط اوستايي و نگارش اوستا ، كه مجموعه اي از روايات شفاهي بود ، در فاصله قرن چهارم تا ششم ميلادي صورت گرفت ( گير شمن ، همان ، ص 318 ؛ فراي ، همان ، ص 223 ) .
7 – مفرغهاي لرستان
شمار زيادي شيء مفرغي در لرستان ، عمدتا در كاوش گورستانهاي باستاني در محوطه هاي وركبود ، تاتولبان ، برد بل و چمژي مومه در پشتكوه و محوطه هاي دم سرخ و باباجان در پيشكوه يافت شده است .
اين اشياء بين 1000 تا 650 ق . م ساخته شده اند و بيشتر عبارتند :
1 - از يراق هاي اسب با نقش جانوران خيالي و حقيقي ،
2 - سنجاقها با نقوش تزييني ،
3 - ابزارها و سلاحها از جمله تبرهايي با نقش سر شير و سر بز .
درباره نژاد وزبان مردم سازنده اين اشياء اطلاع دقيقي در دست نيست
دیدار طلوع خورشید انقلاب زمستانی (شب چله) و تابستانی درتقویم آفتابی نیاسر کاشان، 1384/ 1385
29 photos | 288 views
Photos are from between 23 Dec 05 & 22 Dec 06.
ل
قد ترکناها آيه فهل من مدکر(سوره قمر، آيه 15)و ما آن کشتی را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت خلق شود. پس کيست که از آن پند گيرد؟
آ
: مادیگرایان و دین ستیزان همیشه اینطور وانمود کرده اند که داستانهای موجود در کتب مقدس ادیان و از جمله قرآن، یکسره افسانه هستند و در عالم واقع هیچ مدرکی وجود ندارد تا سندیت این داستانها را ثابت کند. از آنجا که نظام رسانه ای حاکم بر جهان نیز متأثر از همین دیدگاه است، کشفیات باستان شناسی که گویای واقعیت این داستانها هستند، بازتاب چندانی پیدا نمی کنند و معمولاً با نوعی سانسور مواجه می شوند.
یکی از این داستان ها، ماجرای طوفان و کشتی نوح(ع) است. علی رغم اینکه کاوش های باستان شناسی وقوع این ماجرا را تأیید کرده اند و سالها از کشف کشتی نوح می گذرد، اما کمتر در مورد این کاوشها و کشفیات چیزی گفته می شود.

در اینجا با نقل یک مقاله جالب به این موضوع می پردازیم.
این مقاله که در چهار قسمت و با اندکی تلخيص ارائه خواهد شد، نوشته دکتر«جاناتان گری»، باستان شناس و محقق استرالیایی است. وی مدت 30 سال از عمر خود را در نقاط مختلف جهان به کشف و حفاری مشغول بوده است. این مقاله در ضمیمه روزنامه اطلاعات به تاریخ 15 و 16 شهریور 78 منتشر شده و توسط «کتایون افجه ای» ترجمه شده است:
در سال 1959، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد
تصوير هوايی از فسيل کشتی که محل آسيب ديدگی ناشی از برخورد به يک صخره در آن مشخص است.

1
7 سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال 1976 انجام نگرفت. در سال 1976 یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:
«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.
از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟»...

«... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستيم؟»
طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود.
بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا ، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد . برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد .
وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل ، پنگوئن ، ماهی ، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری ، تأییدی بر این واقعیت است . این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.
تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟
د
استان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از 2000 سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
اینج
ا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی 32000 تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان ، به گنجایش 494 اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما ، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد....خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال 1991 ، «گرگ برور» باستان شناس ، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند ، به بیرون افتاده بود . به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است...
[
و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما [
کشتی نوح : اسکلت فلزی ، بدنه چوبی
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است.
باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در 5400 نقطه کشتی بکار رفته اند.
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.
به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال نوح توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.
اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند 72 تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.
در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند.
دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.
کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و 20 سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.
در سال 1991، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور 26 نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.
این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟لنگرهای کشتی هم کشف شد!
بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود.
این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.
کشف شش وزنه یا لنگر کشتی ، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.
... اندازه کشتی نوح در انجیل 300 ذراع یاد شده است. واحد ذراع در مصر قدیم برابر با 7/52 سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد 46/158 متر بدست می آید.
طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً 46/158 متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد...
و
قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت. [
کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است.
درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.»
...در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل 4000 سال قدمت دارد. بر روی اين تابلوی سنگ آهکی ، در سمت چپ ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد . در سمت راست ، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه ، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
...در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می کنیم:
1- انجیل می گويد که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.
2- قرآن کتاب مقدس مسلمانان ، می گويد که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است . کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکی «کودی» داغ یا همان کوه «جودی» نام دارد.
3- آشور نصیرپال دوم، پادشاه آشور (859 – 883 قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نی سیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از 500 یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نی سیر یا نسیر مشاهده می شود.
هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام 120 سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.
در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.
سنگنبشته بیستون
سنگنبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران واقع در حدود سی کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است.
نام بیستون از بغ(خدا) + ستان (ادات مکان) آمده که به معنای سرزمين يا جايگاه خدااست. [1]از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» [2] و در معجم البلدان «بهستان»[نیاز به ذکر منبع] و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کردهاند[نیاز به ذکر منبع].هر
حجاریها و کتیبههای بیستون از زمان داریوش اول هخامنشی است. حجاریها داریوش را در حالی که ایستاده و دست راست را بتقدیس اهورامزدا بلند کرده و پای چپ را بر سینهء بردیای دروغین نهاده نشان میدهد و در بالا فروهر در پرواز است و پشت سر داریوش دو نفر ایستاده و در مقابل او نه تن دستبسته حجاری شده است.داریوش در کتیبههای بیستون فتوحات خود را به خط میخی و سه زبان پارسی باستان و زبان بابلی و ٔ دیگر به زبان عیلامی شرح داده است.
این کتیبهها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید.[3]و مخصوصاً «سر ه. راولینسن» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.
نقوش برجستهٔ غیرمهمی از ادوار اشکانیان بر صخرههای کوچک کنار جاده و در پائین کوه دیده میشود.
وقفنامهٔ جدیدی در دوران شاه سلیمان صفوی در زمان صدارت شیخ علیخان زنگنه در وسط نقش عهد اشکانی احداث شده است. در زمستان ۱۳۳۷ ه. ش. ضمن عملیات جادهسازی مجسمهٔ هرکول و آثار معبد سلوکی در پایین کوه کشف گردید.[4]
در آینده نزدیک نقد فیلم ضد ایرانی ۳۰۰دردانشگاه شهر کرد برگذار خواهد شد . این برنامه که با حضور یکی از متخصصان دوره هخامنشی ایران وبا هدف مقایسه این فیلم با واقعیت ها و اسناد و مدارکی که از طریق بررسی های میدانی و سایر اسناد و مدارک به دست آمده و با تلاش انجمن علمی دانشجویی باستان شناسی شهر کرد در این دانشگاه بر گذار خواهد شد.

فیلم این که گویا از فردا - 9 مارس 2007- در سینماها اکران خواهد شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه میشود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کردهاند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیهای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب میشد.
لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)

خشایارشا ، به لباس توجه کنید.
دشت باستانی پاسارگاد نابود خواهد شد
ساخت سد سیوند که به جرات میتوان گفت یکی از فجیع ترین اقدامات ضد فرهنگی و باستانی ایران در چندین دههه گذشته بوده است یکی دیگر از کارنامه دولت سازندگی ایران است . کارشناسان بر این عقیده هستند که ساخت این سد دشت های سه هزار ساله ایرانی - گورستان های باستانی - کوره ذوب فلزات باستانی و . . . را نابود میکند و در کنار آن نیز رطوبت حاصل از این سد بر باقی مانده کاخهای کورش بزرگ و آرامگاه این ابر مرد جهان نیز تاثیرات منفی خواهد گذاشت و در طول زمان باعث فرسودگی و فروپاشی آنان خواهد گشت

تخت جمشید مرا ویران مکن
سد 1700 ساله ساسانی نابود می شود
سد جره نیز به یاری دولت جمهوری اسلامی در مرحله آبگیری است و با این کار تمام آثار سد هفده قرن پیش ساسانی که جزوی از آثار باستانی ایران است و در لیست سازمان میراث فرهنگی نیز ثبت شده است نابود خواهد شد . جالب اینجاست که دولت ایران در قوانین کشوری صدمه زدن به آثار ملی و باستانی را جرم دانسته است ولی خود یک از مخرب ترین عوامل در این عمل است
تخت جمشید مرا ویران مکن
سد 1700 ساله ساسانی نابود می شود
سد جره نیز به یاری دولت جمهوری اسلامی در مرحله آبگیری است و با این کار تمام آثار سد هفده قرن پیش ساسانی که جزوی از آثار باستانی ایران است و در لیست سازمان میراث فرهنگی نیز ثبت شده است نابود خواهد شد . جالب اینجاست که دولت ایران در قوانین کشوری صدمه زدن به آثار ملی و باستانی را جرم دانسته است ولی خود یک از مخرب ترین عوامل در این عمل است

حمله بلدوزرها دشت باستانی مغان را ویران کرد
روزنامه همشری خرداد ماه سال 85 خبر داد دشت مغان که در غرب دریای مازندران ( خزر ) و در شمالی ترین ناحیه اردبیل قرار دارد به گفته کارشناسان و مسئولان میراث فرهنگی استان اردبیل در چند سال اخیر دهها اثر باستانی این منطقه توسط بولدزرهای ادارات مختلف دولتی از بین رفته است . در کنار آن محوطه اولتان قالاسی است که با شماره 2654 در لیست میراث فرهنگی به ثبت رسیده است قرار دارد ولی هیچ اقدامی برای نجات این منطقه از دست کارخانه ها و انبارها و زباله ها صورت نگرفته است . متاسفانه از سال 1340که گروهی عکس بردار هوایی از طرف دولت برای شناسایی این منطقه اقدام نموده بودند هیچ حرکتی سازنده برای نجات این دشت باستانی صورت نگرفته است . کانالهای آبی این منطقه متعلق به پیش از تاریخ و متعلق به عصر پارینه سنگی می باشد . متاسفانه مردمان دشت مغان در پیش از تاریخ بسیار متمدن تر از روزگار کنونی زیست میکرده اند که این امر با نیم نگاهی به زندگی کنونی آنان به وضوح دیده می شود .























































